تپش های عاشقانه ی قلبم

 
نویسنده : کیانوش و نگار - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٠
 

دور دست را ببین

آنجا که هنوز طپش آیینه ها پیداست و زنگارش روحش را ذره ذره خاکستر یاد نکرده است

من هنوز اینجایم

و نه حتی آنجا

و چه کسی داند که تو و من سپیدی رویای خویش را خواهیم سرود

و تعجیل کن که مبادا باد، دستان وسوسه گر افسون نفرت را به غبار سپارد که بر ما تاباند

که هیچ وسوسه ای نیست در تهیگاه خیال

...

من و تو یک شوریم

از هر شعله ای برتر

.که هیچگاه شکست،را بر ما چیرگی نیست

،چرا که از عشق

.رویینه تن ایم

(احمد شاملو)


 
comment نظرات ()